X
تبلیغات
دانش و بینش - مطالب کوتاه ومفید از همه جا- نجوم و کهکشان ها
مقدمه:دوستانی ایراد داشتند این بخش خالی مانده است.خالی نبود اشتباه من واز بین رفتن کلی مطالب سودمند.عیب ندارد :شاهزاده بهجت پدر شاهزاده جلال الممالک یا همان ایرج میرزای معروف از  نواده های ناصر الدینشاه : دیوان شعری نوشت ودر صندوقخانه گذاشت.قدیم بود ودیوارها تا کمر خیس در کشور ظفرنمون !! وممالک محروسه! ایران که دیوار خانه های پایتختشا هی ا ز بی فرهنگی وعقب ماندن از مهندسی جهان تا کمر خیس وخشت وگل بودند.چون شعورشان نمی کشید یک متر حداقل کف تراز اطاقها را بالا بگیرند که باران بداخل راه نیابد. کف اطاق .وکوچه ۱۵ تا ۲۰ سانت بالاتر بود-یک پله-نه ۵-تا۶-پله-بلاخره از همت والا و    از کالیبر بالای حضرات!.بهر حال موریانه ورطوبت دیوان را از بین برد. بجهت میرزا پدر ایرج میرزا در حاشیه یادم نیست کدام کتاب خود می نوسد:اشکال ندارد دو باره مینویسم به کار مسلمانی خواهد خورد!!!. انگار تحفه بودند. اگرچه عالی ولی آنچه بدرد مسلمان میخورد کلام خدا-یا خود خداست نه شعر که فقط عطر جان است ومشام. به هر حال دوباره مینویسم بدرد محصل میخورد !! ادعای حتی دانشجو نمی کنم چون نه شاه قاجارم نه نواده او.! - به هرحال یادم رفت تکمه(دکمه را می فرمایند صحیح نیست.) ثبت مطالب را فشار دهم وکل زحمات وتایپ الفرار-موریانه نبود ورطوبت -کورانه بودن بنده بود و رطوبت مغز پوک حقیر که :ثبت مطالب را ندید. بقول قدیمی ها اما بعد:

شروع بحث:تقریبا" در همه کتب ورساله های علمی شروع جهان را از همان:BIGBANG معروف تعریف کرده اند. البته حدسی قوی ونسبتا" قابل قبول -حدس چون هیچ مدرک و تصویری دال بر صحت آن ارائه نشده است. استناد بر مبنای منطق قیاسی: فلسفی-فیزیکی است. قیاسی که در اصل از مبداء بسیاربسیار ساده ای آغاز شد ودر ذهن انسان قرون ۱۹ و۲۰ با پروسه ترکیدن! و انفجار گوی شیشه ای وصدها تکه ریز ودرشت شدن وپخش در هوا داشت.پروسه وشکل گیری علمی و تعمیم و ایجاد تعاریف علمی واستفاده از روابط علمی فیزیکی-ریاضی و تعریف-دقت کنید-تعریف دانش فلسفی مذکور که با تعریف علمی آن فرق دارد ( این نظر من  است) روابطی را بوجود آورد که آن طرز تلقی ساده فرض کردن وساده لوحانه را از بین برد.- وما به تعاریف جامع وخوب وعلمی ودقیق امروز نزدیک شدیم -هنوز نرسیده ایم-وگرنه شناخت جهان هستی امکان پذیر بود. مواردی که در حال حاضر بیان میشوند حتی از جانب دانشمندان رصد خانه ها واستادان فیزیک دانشگاه ها -بدون رو در بایستی بگویم صد در صد مورد قبول من نیست. چرا که ممکنست روزی عوض شوند. مانند بسیاری از قوانین گالیله -نیوتن که روزی اصول و پرن سیپا خوانده میشد .حتی نیوتن آنرا دانش فلسفی میدانست -یعنی :نه اصول قابل تغیر علمی-بلکه-اصول متعارفه وموضوعه دانش فلسفی که غیر قابل تغیر است- که دیدیم مواردی از آن اصول علمی بودند -تغیر کردند توسط این اشتاین-اصول فلسفه یا دانش نبودند-یک بار دیگر می گویم این ها :عقاید شخصی من-سیامک-ترکاشون است-از جانب دانشمندان فعلی وقبلی صحبت نمیکنم.این را در سراسر رساله من در نظر داشته باشید.لزوم واجبار به پذیرش نداری-فقط :انصاف را رعایت کن.

اختر فیزیک-یا بقول آنان که از بکار بردن کلمات فرنگی(در صورت بودن مشابه ایرانی) -ترجیح میدهند استفاده کنند-غربزدگی-یا فیزیک کهکهشان-دانش مورد علاقه وذاتی من بود-پرانتز باز میکنم اینها را گفته ام -صد بار هم کم است. همان " آسترو لوژ ی" است.

۱-= از نیروهای قابل بحث ومهم و تاءثیر گذار : نیروی ثقل یا:gravity : یا جاذبه ونیروئی است که جهانی بدان وابسته است.نیروئی بس شگرف که بیش از یک صد میلیارد ستاره زیر مجموعه کهکشانها( اصل این نام کاه کشان بوده ودر افسانه های یونان قبل از میلاد-تصور میکردند- بارکاه! بر پشت چهار پایان در طول مسیر ریخته وآنها بوجود آمده اند..!)- پراکندگی آنها را هم ناشی از وزش باد وبهم خوردن آنها میدانستند.بمرور کاهکشان به کهکشان تبدیل شد وهنوز این اسم باقی مانده است.هر کاهکشان یا کهکشان گاه مجموعای از میلیونها ستاره یا سیاره است.به کراتی که ننظر ما بی حرکت فرض میشوند ثوابت می گویند .اما نظر نگارنده این سطور:یعنی -ترکاشون(هدف تکرار اسم خودم نیست-توضیح این مطلب است که خوانندگان با نظر سایرین اشتباه نگیرند-هر چند که این دانشمندان بزرگ و والا هستند-ومن خود را در حد آنها نمی دانم ولی -هیچ دلیلی حتی عظمت آنها -مرا گاهی از : مخالف بودن با آنها باز نمی دارد. با عرض معذرت خواننده محترم من می خواهد خوشش بیاید یا خیر!-  من عقیده شخصی و چهل سال تفکر را میگویم خواه پند گیر خواه ملال-آزاد-آزادی از هفت دولت!).

بهر حال تصور بنده بر این است که در جهان هستی چیزی به نام ساکن یا ثابت وجود ندارد همه چیز در حال حرکت است :چه وضعی -چه انتقالی. حتی کره حقیر زمین در برابر  عظمت جهان. همین زمین ناچیز ما در برابر ابر سیاره ها - حتی در منظومه خود خرد است وکوچک!. نسبت حجم ووزن آن در برابر خورشید فعلی مانند : دا نه ارزنی است در مقابل یک هندوانه  ۸ تا ۱۰ کیلوئی!-این مثال با تمام عامیانه بودنش - کوچکی و بی ارزش بودن زیستگاه ما را در عرصه نا متناهی وجود- نشان میدهد- ما که گاه چنان مغرور می شویم که یادمان میرود کی هستیم و چه اهمیت ووزنی در جهان داریم.! .ما که نیازی به طوفان نیست -یک فوت!! کوچک ارزن زیستگاه ما را متلاشی میکند. خیلی خنده آور است ذره الکترونی از هستی عالم منکر خیلی چیزها میشود وادعایش عرش را بر میدارد.-بگذار وبگذر!- که سخن دراز است وقلندر بیدار.اما مسائل عجیب واغلب بی جوابی در طول قرنها همچنان بقوت خود باقی است.ما بهتر است اول مسلمانی خود را ثابت کنیم بعد برادری خویشرا.

محور شاقولی یا شاغولی-هر دو کلمه چندان خوب وزیبا نیستند و مزخرف!- زمین -23.5 درجه نسبت به امتداد محور y ها یا مختصات قائم :مار بر قطبین - انحراف دارد. محاسبات نشان میدهد کوچکترین کم یا زیاد شدن این انحراف مشکلات عدیده ای ایجاد خواهد کرد.: سونامیها- ذوب یخها- از بین رفتن میلیونها اکو سییتم دریائی وزمینی و..... من تا صبح میتوانم برایت بگویم چون همه را تقریبا"آنقدر مطالعه کرده ام که حفظ دارم.ولی وقتمان را به مسائل حادتر بدهیم. کتابخانه ها پر هستند از این اطلاعات مقدماتی.-مهمترین مسائل از نظر خود من که با آبی و فونت درشت تر می نویسم چون بسیار مهم هستند-از نظر من-برای جلب توجه ات  و امید دارم ناراحت نشوی وچشمانت را رنگها نیازارند-مسئله مهمتر از همه این موارد چه میتواند باشد؟. ثقل یا گراویتی یا بفارسی قشنگ خودمان: گرانش.

این است آن نیروی عظیم وبسیار وحشتناکی که باز هم بنظر من حتی از مجموعه کل کهکشانها مهمتر است.چرا؟. میلیاردها کهکشان که نخودی!! آن ما هستیم و در اثر آن انفجار وحشتناک مانند خرده شیشه در تمام فضا ها- چون یک فضا نداریم-چندین لایه فضا وجود دارد -چگونه است که تقریبا"آنقدر نزدیک هم که چسبیده بهتر است بگویم-منظورم فاصله متری نیست فواصل نوری است در یک کهکشان خوشه ای سیارات یا دانه های آن با فواصل بسیار کم 20-50-100 و.... سال نوری که مانند یک مقیاس متری در حد چند متری حساب کنید نزدیک هم هستند. اگرچه مثلا"۵۰ سال نوری ممکنست زیاد بنظر آید ولی در مقایسه با فواصل ۵۰۰ یا۱۰۰۰ یا بیشتر سال نوری عددی نیست.این مثل این است که تصور کنید ۵ تا ۱۰ متر فاصله متری در مقایسه ۵ تا ۱۰ کیلو متر فاصله متر نسبی وغلط! بشر.(ثابت خواهم کرد ابعاد فعلی مسطحه ما در فضای کروی یا : einstein اینشتاینی صحیح نبوده وکار بردی ندارند).. قرنها وقرنها چیزی حداقل :سیزده میلیارد سال!که فکر میکنند از عمر جهان میگذرد این جاذبه یا بعد از این صحیح بگوئیم گرانش وثقل باعث ثابت نگهداری این مجموعه گردیده است.مهمترین ودر حقیقت اصلی که نیوتن بزبان آورد وپایه اختر فیزیک جدید-یا همان :آسترو لوژی فعلی گشت :تناسب زیر بود:-نیروی جاذبه به نسبت عکس مجذور فاصله کاهش می یابد.

این تناسب توسط خود او از این حالت گویش فلسفی با دخالت معادلات ریاضی-فیزیک :توسط خود او-لایب نیتس-این اشتاین-بور-پلانگ- انریکو فرمی -ورنر فون براون ودهها متفکر دیگر معادلات بیشماری را بدنبال آورد واگرچه آنقدر اصلاحات روی آن صورت گرفت که دیگر: آن سیب اولیه نبود-وبه قمرهای مصنوعی بسیار غول پیکری تبدیل شده بود-.-لیک ارزش کار نیوتن آنکه اول بار این دریچه را گشود از بین نمی برد.پس قدردان او باشیم. آ ن چه همواره در جو زمین وحوزه این جاذبه تاخروج از آن مزاحم بوده اصطکاک هوا ومقاومت فرسایشی آن بر بدنه هواپیما ها و راکتها بوده است.وتا کنون اگرچه تلاش ما برای کاهش آن به صفر در حال نزدیکی است اما هنوز کامل موفق نبوده ایم.مجدد یاد آور وعارضم که در جو -نه در خلاء وبی وزنی ونبودن گرانش زمین.تلاش فیزیکدانان ما در انهدام این نیرو در حوزه جو وجلو گیری از ذوب اصطکاکی بدنه ها حتی در تونلهای آزمایشگاهی با موفقیت کامل همراه نبوده است.ساخت آلیاژهای مقاوم هم بسیار گران در می آیند.پس بیشتر تلاش در بیرون و جدا از این نیروی مزاحم صورت میگیرد.این مقاومت واصطکاک هواست که مسیر یک گلوله پرتابی را سهمی وپارابل میکند. اما معادله نیوتن وبعدها اصلاحات : کاوندیش-و بویز دو همشهری او باعث کار مهم دیگر هم شد.بویز جرم زمین را محاسبه کرد.:6x10^24 kg   )(    شش در ده بتوان بیست وچهار کیلو گرم!) یا 6x10^21ton .-قبلا" توضیح داده شد :نیوتن به ثقل و گرانش جهان از دریچه یک دانش فلسفی نگریست ولذا آنرا بنام :اصول ریاضی فلسفه طبیعی -عرضه کرد.شاهکار بعدی او که البته لایب-نیتس آلمانی هم روی آن کار میکرد وزحمات او را نباید تمام به حساب نیوتن گذارد :

تبدیل دانش فلسفی به علمی بکمک معادلات : حسابهای دیفرانسیل وانتگرال بود- که خود انشعاب و علوم جدیدی را پدید آوردبیهوده  نیست اگر آن جمله معروف البرت اینشتاین را بیاد آوریم که میگفت:

من بر شانه های دو غول علم :نیوتن ولایب نیتس ایستاده ام. اگر چه تواضع او چنین می گوید ولی بی ربط هم نیست.

یک راکت یا موشک وقتی از سطح زمین پرتاب میشود.باید محاسبه کنیم اول از شر ثقل زمین خلاص شود.تا فرضا"بر مارس یا مریخ یا ماه فرود آید.کل کار لازمه را باید انتگراسیون سطح زیر منحنی خنثی کردن جاذبه دانست!(بنظر بنده).-جمع حاصل .پتانسیل گرانش یا دفع آن ورهائی راکت از گرانش مزاحم است.(  شخصی است -پذیرش یا عدم آن با خودتان-ولی فکر کنید.تعصب را در علم راهی نیست!).بنظرم رسید کمی در مورد اثرات جاذبه ای زمین وماه -هر چند میدانید صحبت کنیم چون در آینده باآنها سر وکار داریم-اگر مطالب بنظر جدا می آیند :بخاطر آنست که مرتب مسائل گوناگونی بذهنم میرسدواز حا فظه مینویسم - باید ببخشید.-.جاذبه های گرانش خورشید وماه بر سطوح اوقیانوسها ودریاها اثر شگرف دارند.طوریکه بسیاری از آبزیان از جمله لاک پشت دریائی از آن برای مدفون کردن تخمهای خود استفاده میکند. اما ما در این جا نمی خواهیم از لاک پشت ها سخن بگوئیم بحث اصلی ما آنچه است که در زیر می آید. گرانش -فرار از آن وبلاخره : زیبا ترین موضوع علم فیزیک: نسبیت های اینشتاین! -: ..

در سال 1914 EINESTEIN نسبیت خود را بیان کرد.اولین فرض درست او بدور افکندن حرکت وسرعت یکنواخت ومطلق بود.شاهکار او آزمایشگاههای فکری بودند. ! .آزمایشگاههائی دور از هر گونه جرم بزرگ گرانشی که تاءثیر گذار بود. ناظر یا مشاهده کننده او با همه ابزار خود درون این آزمایشگاه فکری شناور وآزاد بود. کلماتی مثل :بالا-پائین- دیگر مفهوم نسبی زمینی ما را نداشتند. بالا یا پائین نسبت به چه وکجا؟!. او فرض کرد اطاق یا آزمایشگاه توسط راکتی پرتاب میشود. وبدیهی است شتاب خواهد یافت.این دانشمند نامدار نه وسائل امرووز را داشت نه آزمایشگاههای مجهز :هاو کینکز را-نه هابل-ونه حمایت کامل ناسا را. آزمایشکاه او فقط فضای ذهنش بود وبس.وعجب آنکه نتایج انها با این آزمایشها چندان فرقی ندارند.به هرحال او اینطور فرض کرد:

در آزمایشگاه ساده ذهنی ومحقر او که با سزعت ثابتی حرکت میکردولذا بر اساس قوانین فیزیکی میشود چنین اطاقی را بعلت شتاب صفر چون سرعت یکنواخت مثلا" با سرعت نور حرکت میکند:v=cte یا بقول فرانسویها :ستانت-یعنی ثابت لذا:شتاب=صفر است.فرقی بین این اطاق با یک اطاق ساکن مطلق ندارید.سکون نسبی ما برقرار است.آنچه که بغلط وخطای احواس سکون می نامیم-واز نظر من اصلا" وجود ندارد.(نظر شخصی).

 بنابراین وبنظر برداشت من این اشتاین-einstein - حق داشت بگوید آزمایش در هر در اطاق یا راکت فضائی یکی است .هر دو ساکن هستند. میتوانی فرض کنی موشک هنوز روی سکوی پرتاب ساکن ایستاده است. یا در فضا با سرعت نور وثابت وشتاب صفر در حرکت است.در این آزمایشگاه چند اتفاق جالب داریم:۱=جاذبه زمین از بین رفته است.و گرانش به داخل راکت حکمفر ماست. ۲= مفاهیم بالا وپائین کف وبدنه راکت بسته به مشاهده شماست مانند روی زمین نیست.۳=کلیه لوازم درون راکت یا اطاق رها از جاذبه نیوتنی شناورند.

شروع حاذثه وتغیرات گرانش-جرمی: راکت یا آزمایشگاه خیالی ما براه می افتد-امروزه بمدد انیمیشن و رایانه ایجاد اینحا لات راحت است.سرعت راکت که در آن زمان فرض میکنیم-با اکسیژن مایع والکل-تصور من -در حال ازدیاد است رو بافزایش است.فرض به نور یا کمتر میرسد. اجسام در لایهای بدی از جاذبه رها می شوند.شناور وبا حرکاتی با اصرف یکدهم تا یک پنجم انرژی معمول نیرو صرف می کنند.کف-سقف مفهوم زمینی خود را از دست میدهند. آنچه که من یا شما را به :باصطلاح": سقف میکوبد-در لحظه اوج وافزایش سرعت-ممکنسب دیوار روبر باشد که حالا سقف! یا کف!شده اند!!. از طرفی ثقل بوجود آمده - ثقل همیشگی فعلی-نسبی(باز هم عقیده شخصی-چون مربوط به لایه حداکثر اول است ونیوتونی وهسته زمین-نه لایه های بالاتر-در آنجا مفهومی ندارد.)!.در درون این آزمایشگاه شتاب دهنده که بلاخره به سرعت حد -یعنی نور میرسد-خود یک ثقل مصنوعی ایجاد میکند که مربوط به نور است نه ماگمای زمین!-. وضع این جا عیب است .مغز نیرومند این اشتا ین با مثالی موضوع را باز میکند.(بقول آن جمله کذا!درحیرتم-چگونه این مرد فقط در ذهن به تصوراتی دست یافت که دانش امروز با کمک ابزار زیاد ودقیق تقریبا"به همانها رسید!).-او گفت فرض کنید درون این اطاق یا همان راکت پرنده هستیم که حالا دیگر به سرعت حدی نور رسیده وثابت حرکت میکند. واضح است که دیگر قوانین جاذبه زمین ایجا نقشی ندارند.بسیاری از اصول هندسی هم عوض میشوند. ما دو گلوله یا شئی را از دوجنس مختلف با هم رها میکنییم.مانند کاری که گالیله در بالای برج پیزا انجام داد. *مهم*=حادثه عجیبی اتقاق می افتد:

۱= گفتم مفاهیم سقف وکف زمینی از بین رفته اند ممکنست دیوار بدنه روبروی راکت شما کف شده باشد چون شناوری و پایت بر دیوار روبی آن که حالا کف از نظر ما حساب مشود تکیه داشته باشد. هر دو گلوله یا شئی نا متجانس از نظر چگالی یکسان به کف نسبی ما بر خورد می کنند. مانند آزمایش گالیله درخلاء. ولی تفاوت در این جاست -دقت کنید-(برداشت علمی ودرک خود من است نمیدانم دارم درست فکر میکنم یا نه).....فیزیسین های عزیز اظهار نظر کنند چون درک یک مهندس راه وساختمان علاقمند است نه آنکه تخصصش فیزیک است.تفاوت در آزمایش قرن ۱۶ گالیلو گالیلی(اسم اصلی او بزبان جنوای ایتالیا)-گلوله فلزی وپر سبک را : تحت نیروی وزن اگر چه در خلاء رها کرد اما سرعت بسیار اندک ومعمولی بود.لیکن-اینشتاین در سرعتی بسیار بالا واگر چه باز خلاء-چون جاذبه نبود رها کرد-ثقل کاذب یا مصنوعی ایجاد شده در اثر سرعت نور گرانش بسیار شدیدی را بوجود آورد که در واقع کف یا همان بدنه را مانند پوششی ورقه کرده بود- واین جا این کف اطاق بود که گلوله ها را بلعید.!!.- چرا که گلوله های راکت همراه سفینه حرکت متشابه التغیر تند شونده یافتند.این اشتاین جلوتر رفت دامنه تصورات نیمکره سمت راست مغز یا آزمایشگاه ذهنی خود را توسعه داد. مسئله ای که اینجا مهم بنظرم رسید اینکه "سرعت بالا ونوری" راکت فرضی ما با km/sec  300000 .

آن چنان جرم وحجم راکت یا اطاق فرضی ما را دچار انقباض می کند که سرعت مذکور به ملکو لهای:سازنده بدنه ساخت موشک فرضی فشرده میسازد ولذا برایم عجیب نیست که بالا رفتن سرعت وشتاب جسم فشرده وعامیانه"مچاله تر!" میشود.چنین است که این انقباض ربایش ومغناطیس وگرانشی بسیار بالا تولید میکند که حتی مهلت افتادن وغلطیدن گلواه ها را بطور عادی هم نمیدهد.سرعت آنها را بسرعت خنثی کرده وآنرا "میرباید".مثل یک آهن ربا.درک مسئله زیاد سخت نیست. در یک اتوبان معمول زمینی اتومبیلی که با سرعت  فرض 180km/h در لحظه تصادم با ماشین جلوئی که 100km/h سرعت دارد حتی اگر ترمز بگیرد نیروی ربایش ناشی از شتاب بالا در میدانی مغناطیسی که ایجاد میشود واصطکاک هوا قدرت مقابله با آن را ندارد-بسمت آن جذب میشود.آنرا به چنگ می آورد!.او میشود کف راکت واتومبیل جلو که با :v ثابت حرکت میکند وشتاب در آن تقریبا"به صفر نزدیک میشود.گلوله های کذائی می شوند که این میدان ربایش اتومبیل عقب آنرا بدست می آورد.!

۲=اما موضو ع مورد علاقه من در این جا بحث در باره تصادف وکم شدن تکاثف نسبی وکم شدن فضای نسبی بین اتمها ی ملکولها ی بدنه موشک نیست.فکر خود را بسط میدهم.خود را به سرعت نور میرسانم.قبلا" بد نیست این حاشیه کوچک را قید کنم بعد بدردمان خواهد خورد.: "در میدان هسته اتم ذره بون بار نوترینو همانند نوترون خنثی دارای چرخشی چون قمر مصنوعی دور هسته است.ومیدان مغناطیسی ایجاد میکند.در هر ثانیه:1.8x1038 نوترینودر خورشید ما تولید می شوند که هر یک با سرعت نور :300000km/sec از خورشید خارج ودر 8 دقیقه بزمین رسیده ودر 1/30sec ثانیه!از آن رد شده وبه ابدیت می پیوندد.! .میدان تولید شده "برقاطیس!"تولید میکند !یعنی چه؟ یعنی اینکه سرعت فوتونهای نوری در گردش جاذبه وگرانش -غیر نیوتونی ایجاد می کنند. در این گرانش بسیار قوی حتی نور با آن عظمت هم بدام می افتد.!. درست مانند مدفون شدن در سیاهچاله های هاوکینز -این اشتاین(تلفظ صحیح نام او بزبان آلمانی).چند شیشه یا آینه را موازی هم قرار داد با قرار دادن فلئور سانس ودر پرتو دود پیپ خود ملاحظه کرد با نسیم ملایم اشعه نورانی به تدریج در شیشه های دوم وسوم وچهارم به بعد بتدریج خم ویک منحنی پارابل یا سهمی ایجاد میکند.آری:نور خم شده بود.نور مستقیم الخط و بظاهر مطلق تحت گرانش وبرقاطیس ایجاد شده فضای ایناشتاینی خم شده بود. این موضوع ذهنی او با مشاهده مستقیم هیئت نجوم بریتانیائی به آفریقا که رصد نمود تائید شد.

۳=بررسی دیگر این اشتاین: انقباضات زمان! وجرم! در میدانهای گرنش بالای بر قاطیسی یا الکترو مانیتیکی:

از شاهکارهای دیگر این نا بغه بزرگ :تکاثف وفشردگی جرم و بعد زمان در اثر سرعتهای بسیار بالاست.او در یک مثال جالب میگوید: دو برادر دوقلو وهمسن را در نظر بگیرید .یکی در زمین ویکی در سفینه وراکت فرضی ما با سرعت نور در حرکت هستند.خلبان راکت از جاذبه زمین رها میشود .معیار او وسنجش فواصلش سال نوری است .اما برادر همسان او در زمین ودر ناسا هنوز با متر زمینی وبعد نسبی وقراردادی ساعت مچی!غلط!(نظر من است نه اینشتاین) زمان زمینی کار می کنند. خود قضاوت کنید : یک سال نوری نه زیاد! میگذرد .حمید در سفینه با سرعت نور راه رفته وبرگشته =مدت دو سال نوری به زمان زمینی :دو سال نوری میشود : هر روز نوری راکت مسافت :    2.6x10^10 را طی کرده است.در یک سال ۳۶۵ روز :

9.5x10^13  ودر دو سال :   1.23x10^15  کیلومتر را پیموده است.اگر فرض را بر این گذارید اطاق مجید هم با سرعت ۲۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه حرکت دارد -البته فرض شخصی من است -چون دقیق نمی دانم باین سرعت رسیده اندیانه؟ من تا  ۶۰۰۰ ۱ کیلومتر  را خبر داشتم. باین آلیاژ بدنه راکت رسیده اند یا نه ؟دوستان خبر کنند. ممنون. لذا :۲۰۰۰۰ تقسیم بر ۳۰۰۰۰۰ میشود 

0.067 -این ضریب مسنتر شدن مجید زمینی نسبت به حمید فضائی است!!. اگر فرض کنید این دوقلوها در شروع آزمایش ۳۰ ساله بوده اند -حمید  :  ۱۵۰ سال         کوچکتر از برادر زمینی است! اگر زمان به 40 سال نوری برسد رفت وبرگشت بعلت این انقباض زمانی در اثر گرانش بالا  فشرده تر شده است.!!!.بنشینید با این داده ها که به شما دادم خودتان هم حساب کنید.یعنی ممکنست حمید نواده های مجید را رویت کند! .علت واضح است :E=MC2 سرعت بسیار بالی نور -تازه مجذور آن !جسمی دارای انرژی سرعتی گردد با سه در توان کار -انرژی:بتوان ده!. ملکولهای آن فشرده واز طول آن کاسته خواهد شد. بعد زمانی مختصات واقعی -نه مسطحه و قرار دادی وغلط زمینی -محور T کو تاه خواهد شد. اینها در صورتی است که ما بان آلیاژ افسانه ای -که بدنه موشک ذوب نشود دست یابیم. محاسبات صحت موضوع را نشان میدهد ولی پیاده شدن پروژه نیاز به آلیاژی دارد که اصطکاک - و عدد ماخ را -در پدیده هوا-فضا ممکن سازد. شاید بشر بزودی باین مسئله رسید. البته راهی بنظرم میرسد که از گفتتن آن معذورم چون امکان ساخت وآزمایش در کشور ما هنوز نیست.

۴= نقشه برداری در فضای نسبیتی!:

یک مسئله مهم بخصوص برای مهندسان راه وساختمان-نه عمران- قدیمی ها وراهسازها آنکه حرفه اش راه است.ومهندسان سابق که هم عمران کار کرده اند وهم راه ونقشه برداری آنکه : این نقشه برداری فعلی را درجه چهارم بخوانید وبرای کارهای کم اهمیت مثل:دیرکسیون دادن ستونهای سازه ودکل برق وراه روستائی وشوسه -چون سطح ژئوید فقط در هندسه مسطحه مطرح است آنجا که مجموعه خطاهای سیستماتیک وکوادراتیک بعلت حجم کم کار واهمیت پائین قابل اغماض است. از طرفی با توجه به انحنای فضا :G.P.S هم چندان بی خطا نیست. محور واقعی مار بر مدارها در فضای بالای چهار بعدی یا اینشتاینی :SPIRAL -HELLIX  (نمیدانم درست نوشتم یا نه! زبان اصلی من انگلیسی نیست.).بلکه :پارابل یا سهمی می باشد. پس رقوم نقاط بطور واقعی کروی محدب یا مقعر و مارپیچی است.با نقطه در فضاهی سه لایه به بالای اینشتاینی روبرو نیستید.نقطه ای در کار نیست. با جسمی به تصور من(اینها نظر علمی شخصی حقیر است!).سرو کار دارید بیضوی یا کره ناقص ومختصاتی همچون تنظیم ماهواره : زاویه های مختلف متحرک!-پززسیون وموقعیت های تقعر یا تحدب شبکه وکارتزینی (برای سهولت این بیان حقیر که فعلا" تئوری است!)- یک سیستم فرش مانند شبکه بندی شده را از کره یا استوانه یا سطح مقطع حاصل از برش مایل صفحه با هرم یا مخروط در نظر بگیرید که گستردهاید ولی مسطح نیست ودارای تحب وتقعر است نقاط یا گوی های نقشه برداری شما در این فرش گسترده وپراکنده اند.مختصات شما شامل :طول عرض-ارتفاع-زمان برداشت ورویت -شتاب حرکت نقطه و اینکه در تقعر است یا تحدب -در کدام لایه از جو به بالا دارد برداشت میشود باشد ودر هر لحظه- باین ترتیب در فضای نسبیتی : نقشه برداری :خاصی خواهیم داشت.

منظورم :مختصات : "زمان-مکان"- و "جای-گاه" -"بالا-پائین": بمفهوم نسبیتی آنست.

روش مخصوصی برای آن در ذهن دارم که فعلا"از طرح آن معذورم.نیاز به امکاناتی در حدود ناسا داریم.

5= بررسی عمر جهان با استفاده از نسبیت این اشتاین:  EIN-STEIN :

یکی از بهترین وزیباترین دتاوردهای نسبیت اینشتاین تفسیر هندسی میادین :الکترو مانیتیک یا برقاتیس (برقاطیس هم مینو سند که عربی است ومن ترجیح میدهم ت فارسی را بنویسم- افسوس که نتوانستم معادل فارسی زیبا برای این کلمه پیدا کنم).میدان الترو مانیتیک چیزی نیست جز اتحاد :مغناطیس+الکتریسیته .میدان جدیدی بوجود می آید که بشر سالهاست در بعد زمینی وناچیز ود در برابر گرانش فوق تصور کهمشانها در بوبین ها وسیم پیچ پمپها از آن بهره میبرد.برای تجسم فرض کنید: دو ملکول یا اتم دارید با جرم همسان :4x10^-26 (چهار ضرب در ده بتوان منهای بیست وشش!) گرم.نرویالکتریسیته وگرانش را بین آنها که بفاصله r قرار دارند وارد کرده اید.بنا بر قانون نیوتن این دو جرم باردار با نسبت مجذور جرم وعکس مجذور فاصله متناسب هستند. با داخل کردن :G=6.67X106-8 -ده به توان منفی هشت!و M =چهارضرب در ده بتوان منفی ۲۶ ! گرم به هم نیرو وارد می کنند.نسبت دو نیرو حدود ده به نوان ۴۰! است. اگر محاسبات را ادامه دهیم:که مفصل واز حوصله شما بیرون!با تقسیم    عمر فوتون یا ذره الکترو مانیتیک  برحسب ثانیه بر عدد:ده به توان بیست یا هفده-امید وارم اشتباه نکرده باشم.به حود عدد سیزده میلیارد سال میرسیم!.اگرچه ادوارد تلر مرحوم :در بمب هیدرزنی باین محاسبه اعتراضاتی داشت که معادلات برای شما خسته کننده خواهد شد و صرف نظر کردم.بحث تمام نیست اما کار ما دارد به معادلات ریاضی -فیزیکی میکشد آنهم در یک مقاله -که چه عرض کنم -اینترنتی-که دارد تبدیل برساله حقیر می شود لذا مجبورم علیرغم میل خود آ نرا پایان دهم. چه کنم که حوصله شما جوانان بیش از این نیست.           با پوزش-سیامک-ترکاشون.

خسته شدی؟-برای رفع خستگی یک داستانکی نوشته ام بنام :آئینه شکسته   دل یک زن!-من خود را نویسنده نمی دانم -بخلاف خیلیها!-برای سرگرمی ورفع خستگی توست. خستگی من فقط با :فیزیک-فلسفه-ریاضی-پزشکی-واز این دست رفع میشود.

+ نوشته شده توسط سیامک ترکاشون در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 و ساعت 7:40 قبل از ظهر |